موردات یک ملامتی

همه آنچه که از نوشتن نصیبم شد...

موردات یک ملامتی

همه آنچه که از نوشتن نصیبم شد...

موردات یک ملامتی

اینستاگرام: fanewcity

کمبود آموزش محبت!

چهارشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۳، ۰۱:۳۵ ب.ظ

خطر لوث شدن پایان فیلم

در سکانس های آخر فیلم « این یک زندگی شگفت انگیز است» یا «it`s a wonderful life» وقتی که جورج به خونه برمیگرده و میبینه چهار تابچه هاش واقعا وجود دارند و آرزوش که « ای کاش اصلا به دنیا نمیومدم» بود برآورده نشده، بعد از اینکه تک تک بچه هاشو بغل میکنه و میبوسه، سراغ مادر بچه ها رو میگیره و زمانی که زنش مری میاد خونه هرچقدر میخواد برای جورج توضیح بده که مشکل مالیشون حل شده جرج اهمیتی نمیده اون از هر لحظه ای که مری آروم میگیره استفاده میکنه تا مری رو ببوسه درحالی که چهارتا بچه هاش از سروکولش آویزونن زنش رو در بغل میگیره و میبوسه!

باخودم فکر کردم که چقدر خوبه که پدر و مادرها جلوی چشم بچه هاشون به هم محبت کنن... توی فرهنگ ما این خیلی زشته که یک مرد جلوی چشم بچه هاش زنشو بغل کنه یا ببوسه یا هر جور دیگه ای بهش محبت کنه، این خیلی بده و بی حیایی به حساب میاد و به هرنوعی امکان میره که ذهن بچه با دیدن عشق بین پدر و مادرش منحرف بشه!

این درحالیه که همین ماها که انقدر این کار رو زشت و وقیح میدونیم، دعوا کردن سر هم داد کشیدن و اعصاب همو خط خطی کردن جلوی بچه ها رو عادی میدونیم یا اینکه حداقل اون قدر زشت نمیدونیم که وقتی یه پدرو مادر دارن جلوی بچه یا بچه هاشون به هم بد و بیراه بگن با چشمایی گرد شده و دهان هایی نیمه باز بگیم: « جلوی چشم بچه!!!»

خب من نمیدونم دقیقا این بچه که قراره جروبحث کردن،غر زدن، دادکشیدن و نیش و کنایه زدن و بد و بیراه گفتن رو با کیفیت اچ دی ببینه و یاد بگیره چرا نباید شاهد ابراز علاقه پدر و مادرش به هم باشه؟ چرا نباید محبت کردن لبخند زدن و آغوش های دست جمعی رو به چشم خودش ببینه؟ و بعد چطور میخواد یاد بگیره که محبت کردن و دوست داشتن چیه؟

بعد میان آمار خودکشی و اعتیاد و ازدواج های ناموفق رو بررسی میکنن، اولین جایی که باید بچه ها یاد بگیرن احساسات قلبی خودشونو ابراز کنن درست در مرکز کانون گرم خانواده است و ما قراره بهشون یاد بدیم که تا وقتی اوضاع خوبه لازم نیست اینو بهم یادآوری کنیم و ازش لذت ببریم ...یا اینکه مثه سریال های آبکی ماست و دوغ خیاری با جملات مصنوعی به هم ابراز علاقه کنیم...

پی نوشت: یادتونه اکبرعبدی چقدر بامزه تو فیلم خوابم میاد کله شوهرش رو میبوسید یا کنار پنجره بغلش می ایستاد....

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">