موردات یک ملامتی

همه آنچه که از نوشتن نصیبم شد...

موردات یک ملامتی

همه آنچه که از نوشتن نصیبم شد...

موردات یک ملامتی

اینستاگرام: fanewcity

بازیافت توانایی ها

دوشنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۵۸ ق.ظ

یکی از توانمندی های بی انتهای من قدرت کنایه زدنم هست، در کمال شرمندگی باید بگم در آن واحد جالب ترین کنایه ممکن به ذهنم می رسه، سال اول دانشگاه بود که فهمیدم این خصلت رندانه ام به شدت آزاردهنده و روی اعصاب ودل شکنه، بعد از مدتها تمرین این عادتم رو کنار گذاشتم، جوری که جز شوخی(اونم با دوستان بسیار صمیمی که درجریان بودند) به هیچ کس کنایه نمی زدم، معمولا حرفهایم را رک و راست می زدم و خیلی راحت نظرم را می گفتم و از در لفافه حرف زدن و پیچاندن و مسخره کردن به شدت گریزان بودم(از یکی از ابعاد شخصیتی ام فرار می کردم) خیالم راحت بود که کسی از دستم ناراحت نمی شود، با حرف دل کسی را نمی شکنم و کسی به خاطر من ساعت ها غمگین نیست، تا اینکه سال آخر متوجه شدم دارم کم کم تبدیل می شوم به یک آدم اوشگول، که خیلی وقت ها بلد نیست جواب مناسب را در زمان مناسب بدهد، حالا نه کنایه، همان حاضرجوابی معمول را، امروز موتورم را باز روشن کردم، ماجرا از این قرار بود: 

استاد عزیز پایتخت نشین ما معمولا به سوال های ما شهرستانی ها جواب نمیداد، تا اینکه یک پیشنهاد کاری فرستاد و از همه خواست که در آن شرکت کنیم و فلان و بهمان، پدر معتقد بود که این فراخوان سر کاری است و من گفتم ارزش یک شات را دارد(چه خارجی) ارزش امتحان کردن را دارد، در گروه وایبر در مورد جزئیات کار پرسیدم  و استاد جوابی ندادند، متوجه شدم استاد آفلاین هستند، صبح روز بعد که استاد آنلاین بود دوباره پرسیدم، جوابی نبود، عصر روز بعد استاد یک پیام اخلاق مدارانه در گروه گذاشت، کمی خشمگین شدم، رفتم بیرون، قدم زدم، حق با پدر بود، استاد می خواست گندکاری جمع بندی کلاس کنکورهایش را پاک کند و الکی ادای آدم های کارآفرین را در بیاورد، آمدم و یک پیام نوشتم با محتوای:«دو صد گفته چون نیم کردار نیست» *

استاد که تا آنروز جواب مرا نداده بود سریعا واکنش نشان داد که :

« حرف چه کسی با عملش مغایر بوده در این گروه؟»

من علامت تعجب فرستادم و نوشتم:

« وا! استاد من جمله حکیمانه نوشتم منظوری نداشتم»

استاد که متوجه شد من تکه ای در هوا پراندم و او سریعا تکه را به خودش گرفت نوشت:

« بهرحال تاثیر کلام زیاد است»

من که متوجه شدم استاد خودش را به کوچه علی چپ زده، خودم را به کوچه آنطرفی علی چپ زدم:

« بله استاد، حق باشماست»

استاد فرمودند:« نفرمایید، کلام شما بسیار متین و فی الباب نزدیکی عمل و گفته بود»

دیگر هردو کیلومتر ها از کوچه علی چپ دور شده بودیم و او نمی دانست من چقدر از بازی با کلمات لذت می برم، ولو مقابل 200 نفر، نوشتم:« اما فحوای کلام شما هم جالب بودن، حرف زدن هم گهگاهی باعث سوق دادن به سوی عمل میشه»

دیگه استاد متوجه شد من وارد اتوبان علی چپ شده ام و با ماشین شاسی بلندم با سرعت 240 تا در حال دور شدن هستم و انگشت وسطی به او نشان می دهم، تصمیم گرفت به همان آدم حساب نکردن شهرستانی ها بسنده کند و بار آخرش باشد که تکه ای را در هوا می گیرد:)

در کل میخواستم بگویم حاضر جوابی با گوشه و کنایه و دل شکندن فرق دارد، عدم ظلم پذیری و تاب نیاوردن اخلاق های زشت، موجب بهبود شرایط یا لااقل نشان دادن زشتی عمل دیگران وپیشگام شدن در زمینه های مختلف می شود.

* عین این جمله را ننوشتم ، بسیار قضیه را پیچانده بودم.

پی نوشت: این اخلاق من کاملا شبیه شخصیت چندلر در سریال فرندز است، تاحدی که خیلی از دوستان فرندز بین به چندلر بودن من معترف گشتند...

پی نوشت دو: میدانم این پست طولانی بود، ولی برای ثبت خلق و خویم نوشتنش ضروری بود.

نظرات  (۶)

۱۹ مرداد ۹۴ ، ۰۸:۵۳ فاطیما کیان
خیلی خوب بود عالیه منم کنایه میزنم به هرکسی که فکر میکنم فکر میکنه من اوشکولم ! اونوقته که حساب کار دستش میاد و میزنه به اتوبان علی چپ ولی دیگه تکرارش نمیکنه تا نهایت کنایه رو با ضرب و شتم نشونش بدم :)
پاسخ:
دقیقا، گهگاهی واقعا احقاق حقوق از نون شب واجب تر میشه:)
۱۹ مرداد ۹۴ ، ۰۹:۱۶ دختری با موهای خرمایی
میدل فینگرت خیلی باحال بود :)))
پاسخ:
:)))))میدل فینگر همیشه باحال است:)
۱۹ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۳۳ ایزابلا ایزابلایی
خیلی خوب کردی :) دلم خنک شد ;) تازه من جات بودم همونجا که گفت منظورت با کی بوده میگفتم دقیقا خود شما ... :)
پاسخ:
نه دیگه استاد مربوطه درس خودش رو گرفت، همه هم متوجه منظورمن شدن:)))
۲۰ مرداد ۹۴ ، ۱۲:۲۴ شیمیست خط خطی
شما رویه کنایه زنی رو ادامه بده اتفاقا به ترویج اخلاقیات کمک می کنه :))
پاسخ:
آره فکر می کنم گهگاهی از  مستحب به واجب میرسه...چشم...
۲۰ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۰۸ اقای روانی
نگو نظراتو بستیااا رفیق:))
کاراموزی چطوره
پاسخ:
نظرات فقط برای پست هایی که نیاز به نظرخواهی نیست بسته است...
خوبه...درحقیقت عالی...
چقدر خوبه که این قدر زبل و تند و تیزی. یکی هم مثل من این قدر کنده که متوجه نمیشه مشکل استادت چی بوده و چه خطایی ازش سر زده
پاسخ:
خخخ...همیشه هم خوب نیست، باعث میشه بین بقیه یکم جامعه ستیز به نظر برسم:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">