موردات یک ملامتی

همه آنچه که از نوشتن نصیبم شد...

موردات یک ملامتی

همه آنچه که از نوشتن نصیبم شد...

موردات یک ملامتی

اینستاگرام: fanewcity

بوکسورها

چهارشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۴، ۰۱:۰۸ ق.ظ

من قبلا فکر می کردم که این موضوع که از یک صحنه نه چندان مهم اما زیبای یک فیلم خوشم می آید یک موضوع شخصی است. اما از وقتی کتاب ناطورِدشت را تمام کردم فهمیدم نه، هولدون کالفید هم مثل من فکر می کند. او هم از سکانس های بی اهمیت ولی درخشان فیلم بیشتر از سکانس های مهم و تاثیر گذار آبکی خوشش می آید. مثلا همه دیالوگ های شاهکار فیلم پدرخوانده را حفظ هستند ولی وقتی من می گویم :« اون تیکه رو دیدی که سانی از مایکل می پرسه بهت گفتن چطور با اسلحه کار کنی؟ دیدی مایکل با چه معصومیتی میگه :« آره، یه میلیون بار». یه غم عجیب و خاصی توی صدا و حرکت و نگاه مایکل هست. بعد همه جواب دادند نه! ولی از اون قسمت ترور سانی و مایکل و سایر سکانس های شاخ خوشان آمده!

خلاصه دیشب اتفاقی فیلم مرد سیندرلایی را دیدم.

ممکن است بخش هایی از فیلم لوث شود. اگر فیلم را ندیده اید یا اسپویل دوست ندارید نخوانید.

این فیلم شاید شاهکار نباشد. به دلیل کلیشه های رایج و حالت فرمایشی ای که داشت. اما از سری فیلم های مورد علاقه من است. من عاشق فیلمهای امیدوارانه با تم خانوادگی هستم. فیلم هایی که یک خانواده را نشان می دهد . معمولی و ساده و بی شیله پیله. دیگر حالم از فیلمهایی که مدام خانواده های فروپاشیده ... زن و مرد از هم گسسته...خانواده درب و داغان و پدر عجیب مادر... و پسر منگل بدم می آید. این فیلم یک هدف داشت در کنارش موضوعات دیگر را به موازات پیش برد. فرد-خانواده- جامعه این سه عنصر(البته اگر به صورت جامع خانواده و جامعه را عنصر در نظر بگیریم.) هرکدام در طی حوادث معضلات و تاثیر های خود را بر سیر داستان می گذاشتند. نکته حائز اهمیت رابطه شخصیت اول داستان(راسل کرو) با فرزندان و همسرش بود.

چند اتفاق خوب این فیلم که همان سکانس های مسخره پیش پا افتاده بودند این ها بودند:

1- زمانی که جیمز به دخترک کوچکش بوکس یاد می دهد و دخترک با ضربه هایی جدی به کف دست بزرگ پدرش مشت می زند.

2- زمانی که همسر جیمز از او می پرسد این آخرین مسابقه بوده؟ و جیمز قول می دهد این آخرین مسابقه باشد.(کنار اجاق ایستاده به دیوار تکیه داده و سرش را روی شانه همسرش می گذارد و همسرش او را نوازش می کند. بچه ها در پس صحنه مشغول بازی و شادی هستند.)

3- زمانی که جیمز پیشنهاد یک باخت پردرآمد را در نهایت فقر مالی از دوستش دریافت می کند و وسط حرف زدن با بغض و اشک دوستش را بغل می کنند. سپاسگذاری برای جور کردن یک باخت!

4- زمانی که همسر جیمز در جواب اهانت رقیب جیمز به صورت او شراب می ریزد و بعد با ترس و خجالت و عدم اطمینان جمع را ترک می کند. او زنی است که کار درست را انجام داده اما تحمل نگاه جمع را ندارد.

5- زمانی که همسر جیمز با پسر مریض در حال مرگش صحبت می کند.

بازهم تکرار می کنم این فیلم شاهکار نیست اما در نوع خودش منحصر به فرد و جذاب است. در عین حال اگر بخواهم سه تا از بهترین فیلم ها با تم بوکس و رقابت را درجه بندی کنم:

1- گاو خشمگین2-عزیز میلیون دلاری3-مرد سیندرلایی

و اجازه بدهید یک فیلم دیگر را هم اضافه کنم که علی رغم جذابیتش هرگز نتوانست آنطور که لیاقت دارد دیده شود آن هم فیلم مبارز(warior) بود که در سال 2011 درپس سایه هالیوود باقی ماند.

نظرات  (۲)

چقدر از این پستت خوشم اومد :-) 
من اونقدر از این سکانسهاى خاص غیرمهم توى ذهنم هست... :-) 
مرسى 
فیلم ali با بازى ویل اسمیت در نقش محمدعلى کلى هم خوب بود، اما توى سالهای اخیر، این سه شماره که نوشتى ، خوب بودن.
پاسخ:
ممنون، توی وبلاگ قبلیم در مورد این سکانسها بیشتر نوشته بودم اما متاسفانه وبلاگ و مطالبش به یکباره نابود شد. آدم های کمی رو دیدم که از این سکانس ها خوششون بیاد(الکی مثلا ما خیلی خوبیم)

اون فیلم رو ندیدم، فیلم southpow و the fighter هم تقریبا تو همین سبک هستن اما اولی رو هنوز ندیدم و دومی رو قبول ندارم:)


۲۲ مهر ۹۴ ، ۱۲:۰۶ ܓ✿اناربانو ܓ✿
فانووووووو پست اخرت! :D

حالا واس بچه گیات بودن یا الان؟
آخه من حالاشم رو میزم پراز لیوان میشه:| دو روز یه بار مامان میگه لیوانا کوشن؟ و من از اتاقم میارمشون بیرون در حالیکه ته مونده ی چایی توش خشک شده و باید بره تو وایتکس :/
پاسخ:
نه واسه الانه!
خخخخ....من حتی روم نمیشه ببرمشون بیرون از اتاقم:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">