موردات یک ملامتی

همه آنچه که از نوشتن نصیبم شد...

موردات یک ملامتی

همه آنچه که از نوشتن نصیبم شد...

موردات یک ملامتی

اینستاگرام: fanewcity

زنی که می دانست...

چهارشنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۴، ۰۱:۲۴ ق.ظ

یادتان هست در مورد سکانس های بی اهمیت اما دوست داشتنی فیلمها نوشتم؟

سکانسی که امروز به آن اشاره می کنم هم تقریبا کم اهمیت است، در مقایسه با سکانس های پر تب و تاب و زرق و برق دار فیلم مکس دیوانه (جاده خشم) با این حال علی رغم خشونت این فیلم، این سکانس حال خوبی دارد.

درحالی که فیوریسا (تنها زن مبارز گروه) در حال آماده کردن تفنگش است جوی جاودان اورا نشانه می گیرد. در این زمان تنها زن باردارِجو در را باز می کند و خودش را بین فیوریسا و جو می گذارد. او خودش باور دارد که یک شیء نیست ولی این را هم می داند که در نظر جو جاودان او چیزی جز یک پوسته به دور پسربچه آینده نیست. بخاطر همین تنها سرمایه و دارایی اش(شکم برجسته و باردارش ) را قمار می کند. او اولین و ابتدایی ترین حقش را برای آزادی به خطر می اندازد. درحالی که در چهره زیبا و مادرانه اش کوچکترین پشیمانی یا ترسی نیست.

نکته دیگر این سکانس زنان دیگر است. دست زنان دیگر او را به ماشین (تنها امید رستگاری و آزادی) متصل می کند. اتحادی که ناشی از آگاهی است آنها را مصمم تر جلوه می دهد. زن جوری لبه ی ماشین ایستاده که انگار هرلحظه امکان دارد به بیرون بپرد. او هربهایی را برای بدست آوردن رستگاری و به حقیقت پیوستن رویاهایش خواهد داد. زنهای دیگر، امیدها و باورهای دیگر، مانند رشته ای نازک از زیبایی و کمال او را به مسیر رستگاری پیوند زده اند. زن دیگر(کامل ترین زن) کسی است که شلیک می کند(فیوریسا)

من جدا از دیدن این صحنه لذت می برم.

نظرات  (۵)

۲۸ آبان ۹۴ ، ۲۳:۲۳ مهندس خانوم
وای فا نو فکر نمیکردم دوباره پیدات کنم!!!
من یکی از خواننده های خاموش وبلاگ قبلیت هستم! و خیلی اتفاقی پیدات کردم.


چه خوب که هستی! وای چه خوب!!!
پاسخ:
سلام !

ممنون:) چقدر خوبه که یه خواننده قدیمی هرچند خاموش دوباره همراه بشه با آدم:)))
چه خوب که به سکانس ها فکر میکنید...
پاسخ:
هرکسی از زاویه علاقه مندی ها و جهان بینی خودش به فیلمها و داستان ها نگاه می کنه:)
این سکاهاى کم اهمیت خیلى خوبن
منم خیلى توى ذهنم میمونه و خیلى خوبن.
هم خود سکانسها،، هم پست هاى تو :-) 
پاسخ:
خودم شیفته این سکانسام و یکی از علاقمندی هام ثبت کردنشون با نوشتنشونه حالا اگه باعث بشم حین دوباره دیدن فیلم کسی یاد پست های من بیفته که دیگه فبها:))))
۲۹ آبان ۹۴ ، ۱۷:۳۸ آناهــیــ ـــتا
اسپلندید می دونست که چقدر برای امورتان جو ارزش داره..
حتی اون دخترای دیگه هم می دونستن. و شاید یکی از دلایل تنفرشون همین بود.
با اینکه امورتان جو یه جوری رفتار می کرد که فقط بچه ی تو شیکم اون دختر براش مهمه, حتی بعد از مرگ اسپلندید هم اینطور وانمود می کرد. اما اون تنها دختری بود که به اسم صداش کرد...
پاسخ:
من دقیقا اسم این کاراکتر و ارتباطش با امورتان جو نمیدونستم شاید چون کمیک ها رو نخوندم و فقط همین فیلم رو از سری فیلم های مدمکس دیدم:) ممنون که اشاره کردی:)
۰۲ آذر ۹۴ ، ۲۱:۲۲ آناهــیــ ـــتا
منم ندیدم اونا رو :))

حتی فیلم قبلی شم ندیدم, اما یجایی خوندم که این بچه حاصل تجاوز بوده..
پاسخ:
آهان، من فکر کردم تو کمیک هاشو خوندی(حتی مطمئن نبودم کمیک داره یا نه ؟)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">