موردات یک ملامتی

همه آنچه که از نوشتن نصیبم شد...

موردات یک ملامتی

همه آنچه که از نوشتن نصیبم شد...

موردات یک ملامتی

اینستاگرام: fanewcity

فانو، یک جای دورتر

چهارشنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۰۰ ب.ظ
دختران و پسران من، تصمیم یهویی را زیاد به شما توصیه نمی کنم . مثلا من آن وقت که پست باید از این قصه گذشت را نوشتم، بعد از آن ثبت نام کردم توی شعبه بغل گوش خودمان! خیلی هم از تصمیم خوشحال بودم. هی می گفتم همین شد و خلاص! تصمیم بدی هم نبود و نیست منتها...
این پست را یادتان هست؟ همان استاد عزیز ترم جدید کلاس سطح ما را در دست گرفته،ولی من در آن شعبه نیستم. همکلاسی هایم. همه رفقا با همان استاد توی یک کلاس هستند و من بینشان نیستم. منتها قضیه آن جا مزخرف می شود که خود استاد هم مدام می پرسد:« پس فانوتون کجاست؟»
در آن لحظه من آنجا نیستم، یک جای خیلی دورتر نشسته ام و سخنرانی روزبعدم برای استاد جدید را آماده می کنم. زندگی همینطور است. اگر یاد بگیری درگیر لحظه ها نشوی، می گذرد و فراموش می کنی و فراموش می کند...

نظرات  (۳)

۲۶ خرداد ۹۵ ، ۱۲:۳۳ مصطفی موسوی
بابا درگیر نشو!
پاسخ:
من که گفتم سعی خودمو می کنم:ا
بى خیال. اون استاد هم فوقش چند بارى مى پرسه و بعدش تموم.
همین الان هم درگیر همین لحظه ها نباش و کیف کلاس جدید رو ببر
فانوى خوب با این همه نوشته هاى خوب
پاسخ:
بابا انقد هم موضوع حاد نیس! جمله آخرت خیلی حال خوب کنه:)))
ممنون ننه جون، چه پند و اندرز خوب و متناسب با تجربه بود :-)
زندگی در لحظه ... موافق.
پاسخ:
خواهش می کنم جوون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">