موردات یک ملامتی

همه آنچه که از نوشتن نصیبم شد...

موردات یک ملامتی

همه آنچه که از نوشتن نصیبم شد...

موردات یک ملامتی

اینستاگرام: fanewcity

ساعت 00:00

پنجشنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۵، ۰۹:۰۹ ق.ظ

نمی دانم کسی که اولین بار قصه سیندرلا را نوشت واقعا هدفش از نیمه شب برگشتن به خانه سیندرلا چه بوده... آن فرشته مهربانی که سیندرلا را خوش تیپ و صاحب کالسکه و کفش شیشه ای کرد نمی توانست کارش را تمام کند و این نیمه شب لعنتی را بردارد؟

تمام مدتی که سیندرلا در مهمانی بود... وقتی که با شاهزاده می رقصید... وقتی می خندید... تو باغ که قدم می زدند...تمام این اوقات سیندرلای بیچاره داشت به دوازده شب فکر می کرد به اینکه باید برگردد و همین همه چیز را کوفت می کرد!

همین سه شنبه شب وقتی که سر ساعت دوازده باید به خانه برمی گشتم تازه فهمیدم سیندرلای بیچاره چی کشیده، ماشین جلوی خانه ایستاد و گفتم :« فکر کن الان تبدیل به یک کدو تنبل بشم!» دینگ دانگ! نیمه شب خر است! خیلی زودتر از حد انتظار فرا می رسد...

۹۵/۰۴/۳۱
فا نو

روزانه

نظرات  (۳)

همینه که هست ملامتی
ساعت ۱۲ خاموشیه
باید سرباز ی میرفتی 😀
پاسخ:
همینه ک هست؟! من این قانون رو عوض میکنم
:-)
من یکی رو میشناسم، ساعت ۱۲ شب تبدیل به گراز میشه :-))
پاسخ:
من که نمیدونم راجع به کی حرف میزنی ولی خیلی بی ادبی!
اونی یا دروتقع اونهایی که اولین بار سیندرلا رو نوشتن یکم مریض روحی روانی بود ن:))))
دیزنی یکم مناسب حال خردسالان کردش.
پاسخ:
دقیقا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">