موردات یک ملامتی

همه آنچه که از نوشتن نصیبم شد...

موردات یک ملامتی

همه آنچه که از نوشتن نصیبم شد...

موردات یک ملامتی

اینستاگرام: fanewcity

نیمه کاره ها

شنبه, ۲ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۳۳ ب.ظ

یک سری جزئیات باحال را فراموش نکرده ام، مثل اینکه او دوتا چای کیسه ای راتوی یه لیوان گذاشت، یا وقتی که رفت بین جمعیت، من یادم رفت لباسش چه رنگی بود و تا خودش برنگشت من گمش کرده بودم! یکسری چیزها یادم می ماند مثل شکل دکمه بالا و پایین شیشه ماشینش! مثل عروسک خل و چلی که از آیینه ماشینش آویزون بود! اینکه به سگ می گفت خر!

یکسری چیزها را آدم یادش نمی رود...یکسری چیزها هیچوقت فاش نمی شوند و به جایی نمی رسند اما فقط اتفاق می افتند تا آدم، وسط اتوبوس از کنار قهوه خانه وسط جاده که می گذرد، بی دلیل لبخند بزند...چیزهایی هست، ورای زندگی عادی...مثل یک نسیم می وزد و می گذرد نه اینکه زندگی را جابه جا کرده باشد اما شاید آن را قشنگ تر و روشن تر کرده باشد...

۹۵/۰۵/۰۲
فا نو

روزانه