موردات یک ملامتی

همه آنچه که از نوشتن نصیبم شد...

موردات یک ملامتی

همه آنچه که از نوشتن نصیبم شد...

موردات یک ملامتی

اینستاگرام: fanewcity

آدم ها

جمعه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۲۲ ق.ظ

اولش که برخلاف میلم مجبور شدم بمانم همه چیز آزاردهنده به نظر می رسید غیر از رفقایم. همه یک گوشه کلاس می نشستیم و به همکلاسی های عجیب و غریبمان نگاه می کردیم. یکی شان بود که از همه عجیب و غریب تر بود. با خودش حرف می زد، گهگاهی با خودش دعوا و حتی بعد آشتی می کرد. همه اینها را جلوی ما انجام می داد. گاهی حتی دقت می کردم لب بر می چید و خودش را لوس می کرد بعد توی هوا دست تکان می داد چیزی را حل می کرد سرش را تکان تکان می داد انگار که قانع شده باشد دوباره به سمت کتابش بر می گشت.


چون دانشجوی پزشکی بود استاد قبلی خیلی به او علاقه داشت. در عوض از ما زیاد خوشش نمی آمد. نفرت عجیبی از مهندس های بیکار داشت. برایم مهم نبود،هروقت دانشجوی پزشکی خل و چل حرف می زد، من تا دقایقی طولانی او را زیر نظر می گرفتم. حتی وقتی حرفش با استاد تمام می شد با خودش پچ پچ کنان موضوع مورد نظرش را تحلیل می کرد.

دیروز توی راه پله ها طبق معمول نشسته بودیم و داشتیم تند و تند کلماتی که استاد جدید ردیف کرده بود را حفظ می کردیم. دانشجوی پزشکی خل و چل هم جفت ما نشسته بود و هر کلمه را که می گفتیم با شکلکی، ادایی یا حداقل اگر شده شعری (!) همراه می کرد. ما تازه فهمیدیم او با همین ترفند ها کنکور قبول شده. بعد من از سعیده پرسیدم:« از کی این قاطی دار و دسته ما شد؟»

سعید خنده اش گرفت:« نمیدونم، ولی باحاله نه؟ فقط همین یکی رو کم داشتیم.»

بعضی آدم ها همینطوری می آیند و ما به وجودشان عادت می کنیم. خوب یا بد، انگار از قبل وجود داشته اند.

نظرات  (۶)

۱۵ مرداد ۹۵ ، ۱۰:۳۱ دیو مهربون
چقدر خوب بود:)
۱۵ مرداد ۹۵ ، ۱۰:۴۳ منتظر اتفاقات خوب
چه بامزه. حوصله تون سر نمیره هرجمعی از هرنوعی باید داشته باشه بالاخره.
پاسخ:
دقیقا
ما هم یکی داشتیم تو هوا مساله حل میکرد با خودش تجزیه تحلیل میکرد بعد اشتباهم که میکرد همون تو هوا پاک میکرد ... انقد تو حال بود میخواستی بگی با دست چرا ؟ بذار تخته پاک کن بهت بدم
پاسخ:
خخخخ...اینم بعضی وقتا با خودش مساله حل می کنه
۱۵ مرداد ۹۵ ، ۱۴:۵۷ گمـــــــشده :)
کارش که جالبه. خب شما هم استفاده کنید دیگه
:))
پاسخ:
چشم
۱۶ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۳۱ مهری (رُگا)
لازمه..اصلا باید باشن :)
پاسخ:
آره اصلا اگه نبود یچیزی کم بود...
بله! با همین ترفندها قبول شده؟ بفرمایید شما هم با همین ترفندها قبول شوید؟! :) البته من هم درک میکنم نفرت شمارو از بروبچه های پزشکی :)
پاسخ:
کسی از کسی متنفر نیست، این پست صرفا برای معرفی عضو جدید گروه دوستیم بود.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">