موردات یک ملامتی

همه آنچه که از نوشتن نصیبم شد...

موردات یک ملامتی

همه آنچه که از نوشتن نصیبم شد...

موردات یک ملامتی

اینستاگرام: fanewcity

من در مسیر همه این خیالات خوشحالم.

دوشنبه, ۱ شهریور ۱۳۹۵، ۰۱:۲۰ ق.ظ

اتوبوس که توی ترمینال صفه ایستاد دلم خواست پسر باشم. از اتوبوس پیاده بشم و برم توی چمن های کچلی گرفته زیر یکی از درختا دراز بکشم. بعد نیم خیز یک سیگار روشن کنم. زیر بید جوون زل بزنم به آدم هایی که دنبال اتوبوس می دوون. به دخترهایی که چمدونشونو می کشن و دنبال یک تاکسی می گردن و از کنار شخصی ها رد میشن. دلم خواست که سیگار دوم رو دود می کردم و به ماه که سه برابر اندازه معمولیش شده بود زل می زدم. ساعت از ده می گذشت و کسی به من زنگ نمی زد. بعد سرجایم می نشستم، ریش هایم را می خاراندم و به مردی که می پرسید:« این پراید مشکیه مال شماست؟»  سر تکان می دادم. بعد که پراید مشکی می رفت چندتا فحش از مرد می خوردم. سیگار سوم را کشیده و نکشیده روی زمین می انداختم. یک چایی کیسه ای می گرفتم، سرمی کشیدم از روی مانع یک متری می پریدم توی پیاده رو. کنار بزرگراه راه می افتادم تا برسم به ایستگاه اتوبوس بعدی. شاید اصلا به شهر. ماه هم هرلحظه گنده تر می شد وسط های مسیر می زدم به گریه و به سمندی که می ایستاد و می گفت:« داداش مشکلی پیش اومده» میگفتم:« نه قربونت»

اتوبوس حرکت کرد. من هنوز دختر بودم، روی صندلی کنار شیشه زیر نور آبی بدرنگ اتوبوس. با یک قلب بید خورده. توی ایستگاه پیاده شدم. از پارک دربسته شهر گذشتم. توی مغازه، بابایم با یک لیوان چای منتظرم بود. نه اینکه همیشه دلم بخواهد پسر باشم. نه اینکه همیشه دلم شکسته باشد.

۹۵/۰۶/۰۱

نظرات  (۹)

۰۱ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۲۲ فاطیما کیان
یه موقعی به سبک پسرها زندگی میکردم , رها و شجاع ...
الان از یک دختر هم دختر ترم !
بزرگ شدن چه ها که با آدم نمیکنه ...
پاسخ:
دختر دختر بودن هم خوبه هم بده، مثل پسر پسر بودن...
باباها... باباها یکی از دلایلی ن که آدم دوست داره دخترونگیشو با دنیا عوض نکنه...
پاسخ:
:)
۰۲ شهریور ۹۵ ، ۱۷:۰۴ منتظر اتفاقات خوب
فانتزی جالبی بود. منم خیلی موقعیت ها دوست داشتم پسر باشم و عوضش خیلی وقت ها خداروشکر کردم که پسر نیستم.
پاسخ:
من هم همینطور
حس آمیزی و صحنه سازیش عالی بود
ولی محتواش تو حلقم
آخه سیگار ؟:|
پاسخ:
میدونید که محتوا صرفا برداشت یک مخاطب نیست؟
وقتایی که ناراحتم از ته دل میخوام یه پسر باشم و بزنم از خونه بیرون و تا دیروقت برنگردم .
دخترِ پسر بودن به غایت بهتر از پسرِدختر بودنه :)
اگه پسر بودم یا جز اون دسته ی ازاردهنده میشدم یا جز دسته ای که به خاطر رفتار هم جنس هاشون خجالت میکشند...
گرچه دخترها هم خوب و بد دارند اما همین دختر بودن رو ترجیح میدم...
جالب بود
سلام
دنبال شدید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">