موردات یک ملامتی

همه آنچه که از نوشتن نصیبم شد...

موردات یک ملامتی

همه آنچه که از نوشتن نصیبم شد...

موردات یک ملامتی

اینستاگرام: fanewcity

غریبه های آشنا

دوشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۵، ۰۱:۲۱ ق.ظ
مدرس به انگلیسی از بچه های آی تی پرسید :« شما می دانید باتری مرده لپ تاپ را چطور می توان زنده کرد؟»
کسی چیزی نمی دانست. من گفتم:« من شنیده ام با فریز کردن آن می توان احیا کرد.»
غریبه آن کلاس بودم. غریبه ی کل دانشگاه. یک غریبه که یکهو وارد یک جمع شده و یک گوشه نشسته و تز می دهد. کسی که رشته اش مترجمی، ادبیات و یا تدریس زبان نیست. از مغازه سرکلاس رفته بودم و لباس های کهنه ام کمی گرد و خاکی هم بود. مدرس نگاهی کرد و پرسید:« خودتون این کارو کردین؟»
گفتم:« بله ، ولی تاثیری نداشت من پیشنهاد می کنم یه باتری نوبخرید.»
گفت:« متاسفانه پولی برای باتری نو ندارم».
میدانید، همین جمله ساده. همین جمله خاکی و ساده و صادقانه را من به عمرم در دانشگاه خودم نشنیده بودم. در دانشگاه ما هر روز آن یکی گوشی بهتری نسبت به دیگری می خرید، لپتاپش مارک تر می شد یا مانتوهای می پوشید که مطمئن بودیم دفعه دوم آن را نمی بینیم. هرروز یک مانتو جدید. حالا یک مدرس توی دانشگاه می گوید:« پولِ باتری ندارم». صادقانه. بی آنکه بترسد این چیزی از مخ زنی هایش یا باکلاس بودنش کم کند.
یادش بخیر یکبار یکی از همکلاسی هایم  گفت زمانی که خانه شان را عوض کردند اسباب و وسایلشان را با خودشان برنداشتند و ترجیح دادند اسباب نو بخرند.
من نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و گفتم:« شما چقدر پولدارین! » بین شوخی و جدی گفتم.
گفت:« چیزی نبودآخه... چهارتا تیر تخته!»
بگذریم...
کلاس جدید غریبه و مدرس غریبه ترش را دوست دارم.
۹۵/۰۸/۰۳
فا نو

نظرات  (۸)

منم بیشتر از یه ساله ک باتری نارگیل (لپتاپم) پوکیده و من هربار نگاش میکنم و میگم برم برا این باتری بخرم آخه؟ نه همون برق شهری گزینه ی بهتریه -_- شاید اون هم منظورش همین بوده که ارزششو نداره مثلا

+میگن برای هارد و فلشی هم که کار نمی کنه اینکار جواب میده؟ البته خودم امتحان نکردم :/
پاسخ:
نه خیلی صادقانه و بی ریا گفت که به باتری نو احتیاج داره ولی پولشو نداره.
+من برای باتری امتحان کردم فایده ای نداشت.
حالا نمیدونم شما چجورین ولی من همیشه اول سعی میکنم بفهمم داره سعی میکنه کلاس بذاره الکی یا جدی جوری بزرگ شده ک فک میکنه مثلا وسایلشون صرفا چهار تا تیر تخته اس و... بعد خوشم نیاد :دی
 ولی در کل حق داشتین که انقد خوشتون بیاد :) منم جا شما بودم خوشم میومد کلی :دی
پاسخ:
بعد سه چهارسال همکلاسی بودن می شد فهمید منظورش دقیقا چی بوده
کجا درس خوندی؟ 😨 چه پولداااار
من دانشگاه سراسری خوابگاهی بودم، بیش تر بچه ها در حد متوسط بودن از نظر مالی ولی از نظر درسی همه عالی.
زیادم از خانواده هامون پول نمی گرفتیم که سختشون نباشه.
یه بار یادمه هیچی غذا نداشتیم، کپکای یه نونی رو گرفتیم با رب خوردیم.
یه بارم نون و نسکافه خوردیم. مانتوهامونم سال تا سال عوض نمی شد.
پاسخ:
مسلمه که دولتی نخوندم. توی دانشگاه ما هم بچه ها سطوح مالی مختلفی داشتن منتها همه هرروز می خواستن جوری بیان که اون یکی بفهمه اوضاع مالیش خیلی خوبه...
۰۳ آبان ۹۵ ، ۱۹:۳۱ ܓ✿اناربانو ܓ✿
این فوفانو را من فک میکردم خودت باشی :|

توی جیم دیدمش .امدم ازت بپرسم که دیدم اینجا کامنت داره :| یاللعجب!
پاسخ:
اتفاقا خود فوفانو تو وبلاگ قبلیم گفته بود دلیل تشابه اسممونو
۰۳ آبان ۹۵ ، ۲۲:۴۹ سُر. واو. شین
چه باحال. خیلی کمن آدمای اینجوری صاف و بی‌تعارف. 
پاسخ:
خیلی کم هستن
۰۳ آبان ۹۵ ، ۲۲:۵۶ ܓ✿اناربانو ܓ✿
حالا که اینطور شد بزار منم یه چیزی بگم بیشتر دلت واشه: )

+فانو! مدل گوشی من نوکیا 6300 میبااااااااااشد! :|
ببینش:
http://www.hightech-edge.com/wp-content/uploads/nokia-6300-24k-gold-plated-cell-phone.jpg
پاسخ:
گوشی قبلی خودمم همین بود، اگه برادرم برام گوشی نمی خرید احتمالا همین می موند
البته خیلیام بودن که پولشون از پارو بالا می رفت و هر روز یه مدل جدید آیفون دستشون بود و عکسای فاز سنگینشون کمر اینستاگرام رو شکسته بود. 
ولی بیشتر ترمای اول خیلی تو چشم بودن، بعدش هر کی میرفت سی خودش.
پاسخ:
از ما تا ترم آخر بودن شدت هم می گرفتن
۰۵ آبان ۹۵ ، ۱۳:۴۸ منتظر اتفاقات خوب
دانشجوهاش باهم پول جمع کنن و براش یه باطری بگیرن.
پاسخ:
من برای استاد عزیزمم اینکارو نمی کنم چه برسه به این مدرس غریبه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">