موردات یک ملامتی

همه آنچه که از نوشتن نصیبم شد...

موردات یک ملامتی

همه آنچه که از نوشتن نصیبم شد...

موردات یک ملامتی

اینستاگرام: fanewcity

روزهایی که انتظار مرا می کشند...

جمعه, ۷ آبان ۱۳۹۵، ۰۱:۵۱ ق.ظ

http://s4.picofile.com/file/8179408934/dfgerg.jpg

همیشه یک مرد با چشمانی نگران در حالی که کودکی را بغل دارد،ایستاده در قاب در منتظر من است...همیشه یک مرد آرام و مهربان، یک خانه کوچک و گرم، یک خانواده جوان در انتظار من هستند...مردی که هنوز وقت نکرده ام کتش را اتو بزنم و کودکی که امروز روز حمامش هست...همیشه خانه ای به من تعلق دارد که جلوی در ورودی اش دو گلدان شمعی است و درون آن یک آکواریوم کوچک پر از ماهی های ریز و درشت، روی شیشه آکواریوم جای انگشتان کوچک پسرک باقی مانده، آن هم هنگامی که میخواسته با انگشتان نمناکش رد ماهی ها را روی شیشه دنبال کند...بوی گرم غذا، ریتم کند موزیک، یک زندگی عادی و زیبا....همه زیر یک سقف کوتاه انتظار مرا می کشند و روزهایی که دیگر برای آینده نقشه ای نخواهم کشید...آن مرد همانجا ایستاده...درست روی مرز آینده و گذشته من...

عکس از فیلم the edge of love

از پست های منتقل شده از وبلاگ قبلی نوشته شده درشنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ساعت 4:12 

۹۵/۰۸/۰۷
فا نو