موردات یک ملامتی

همه آنچه که از نوشتن نصیبم شد...

موردات یک ملامتی

همه آنچه که از نوشتن نصیبم شد...

موردات یک ملامتی

اینستاگرام: fanewcity

آدرس

چهارشنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۵، ۱۲:۳۵ ق.ظ

گم شده بودم. باز هم. گم شدنم اوایل همه را نگران می کرد اما الان با آن کنار آمده اند. انگار که گم شدنم یک عادت همیشگی باشد. یک مسیر روزمره پر از اتفاقات جدید. یکبار به جای نورباران رفتم میدان فلسطین. یکبار دیگر به جای سه راه حکیم نظامی ، چهارراه توحید پیاده شدم. دو سه باری هم حوالی خانه مهتاب اطراف مادی گم شدم. یک بار توی راه خانه فهیمه که از قضا مسیر صاف و مستقیمی است گم شدم. مهتاب توی راه برگشت تمام مسیر را با ماشین گشت تا ببیند من کجا گم شده ام. آخرش معلوم شد که من وسط راه پیچیده ام توی یکی از فرعی ها.

هنوز ده دقیقه ای وقت داشتم که دوباره پیدا شوم. پیاده شدم و تاکسی گرفتم. به پیرمرد راننده گفتم هروقت رسید به سه راه جلوی آن موسسه مالی و اعتباری پیاده ام کند. پرسید پول خرد دارم یا نه. گفتم نه. گفت پس از کارت هوشمندت استفاده کن. گفتم مگر ممکن است. پیرمرد تا پنج دقیقه آینده روش استفاده از کارت هوشمند را توضیح داد و حتی ترفند های ممکن برای راننده تاکسی هارا هم رو کرد. ترفند هایی که ممکن است راننده ها با آن مرا گول بزنند و بگویند که دستگاه هوشمندشان کار نمی کند. قبل از پیاده شدن به پیرمرد گفتم:« نه اینکه همه آدم ها مثل شما خوب باشند.» ریش سپید پرپشتی داشت و لباس سیاه هنوز بر تنش بود. دلم خواست بروم آنطرف خیابان. آسمان مثل یک ملافه کهنه پر از لکه بود. نه سفید سفید نه خاکستری و کدر. رفتم آن طرف خیابان منتظر آن دیگری که گم نشده بود ولی دیر می آمد.

نظرات  (۵)

کارت ملیت رو عوض کردی فانو جان؟
پاسخ:
بله ولی هنوز جدیده نیومده.
چقدر خوب که برای تاکسی هم هوشمند کردن. اینجا نشده البته هنوز، ولی خب آدم از شر اونایی ک کرایه شون مثلا 750 تومنه و به بهونه ی خورد نداشتن هزار میگیرن راحت میشه -_-

+تو م دوست داری گم شدنو؟ -_- یکی از سرگرمی های منه :)) 
خیلی حال میده خداییش. مخصوصا وقتی یهو بین یه حجم زیادی از چیزای نا آشنا، یهو یه چیز آشنا می بینی... لعنتی خیلی لذتبخشه
پاسخ:
خیلی خوبه. به قول یک دوستی آدم با گم شدن می تونه جاهای جدید رو پیدا کنه. ولی خب بعضی وقتا ترسناک میشه. بعضی وقتا که عجله دارم به جایی برسم
۱۲ آبان ۹۵ ، ۲۳:۱۷ ܓ✿اناربانو ܓ✿
منم در گم شدن خیلی مهارت دارم. و درست موقعی پیدا می شم که عرق بر جبین و کلافه و بغض تو گلو گیر کرده و خسته شم :|
پاسخ:
هم خیلی بده هم خیلی خوب.
۱۳ آبان ۹۵ ، ۱۴:۳۳ منتظر اتفاقات خوب
من ومامانم متخصص گم شدنیم. هر وقت با هم یه جایی بریم و دیر کنیم وقتی برسیم خونه می پرسند:بازم گم شده بودید؟!!
پاسخ:
مثه من:)
گم شدن آدم عادی بشه چه چه عجیبه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">