موردات یک ملامتی

همه آنچه که از نوشتن نصیبم شد...

موردات یک ملامتی

همه آنچه که از نوشتن نصیبم شد...

موردات یک ملامتی

اینستاگرام: fanewcity

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انیمیشن» ثبت شده است

۰۸دی


این انیمیشن را حتما ببیند. منطق داستانی انیمیشن مشکل دارد و برخی مفاهیم را عامدانه پررنگ می کند اما به اعتبار همین یک دیالوگ ارزش دیدن را دارد. جایی که دو گرگ که آلفا و بتای گله هستند می گویند:« ما اول این موجود کوچیک (نوزاد) رو میگیریم  و یه زن مستقل و قوی بار میاریمش».

فا نو
۰۹تیر

اینکه همیشه سعی می کنم حداکثر مدارا را با برخی از آدمها  داشته باشم آزارم می دهد. به قول یکی از اساتیدم اوج حماقتم را به نمایش می گذارم. نشان می دهم:« ببینید من چقدر خرم، چقدر شمارا دوست دارم چقدر از محبتتان سرشار می شوم. »

بعد آنها هم می گویند:«عه! آره راست میگی! بذار ببینیم تا کجا تحمل نکبت و خفت رو داری!»

می دانید من برای گذر از رنج ها چه کردم؟ شما هم ببینید: پاندای کونگفوکار سه! به تمامی دوستان نوید می دهم این کارتون را ببینند چون استاد اوگویت برگشته!

فا نو
۱۲خرداد

I won’t give up
No I won’t give in till I reach the end, and then I’ll start again
No I won’t leave I want to try everything
I want to try even though I could fail

انقدر آدم بی جنبه ای هستم که هر روز یکساعت به این آهنگ گوش می دهم و با آن می رقصم. مخصوصا این قسمت آهنگ را بُرِس به دست  می خوانم و آنقدر بالا و پایین می پرم که صدای رامش در بیاید. خیلی وقت بود که یک آهنگ خوب اینطوری نشنیده بودم. منظورم ترانه هایی است که به آدم انگیزه و نیرو می دهد و در عین حال هیچ خبری از خوشی های زودگذر دنیوی (کتاب دینی) در آن نیست اما پند و نصیحت هم نمی کند... شاید آخرین آهنگ برانگیزنده-!!!- اینطوری آهنگ Roar از خواهر عزیز کیتی پری بود. البته لازم به ذکر است که اغلب آهنگ های خواهران ریانا و جنیفر لوپز هم فاز شادی دارند لکن انگیزه هایی که می دهند همه سالم نیستند.

+ عکس متعلق به فیلم زوتوپیا Zootopia

+  آهنگ معرفی شده  Try everything است از خواهر شکیرا

فا نو
۰۱خرداد


جزئیات انیمیشن دیوانه کننده است. یک دنیای خارق العاده را تصور کنید که در آن تمام حیوانات (پستانداران البته) کنار هم زندگی می کنند و به تمام تکنولوژی های روز دنیا هم دسترسی دارند. خلافکار و حقه باز دارند، پلیس و روزنامه نگار هم هست. اینستاگرام و گوگل خودشان را دارند و شکیرایشان « غزاله » نام دارد. چند دقیقه اولی که در این دنیا باشید مثل جودی(خرگوش نقش اول داستان) از خودتان می پرسید:«جای من میان این همه جمعیت کجاست؟»
جودی از بچگی راهش را پیدا می کند و با سرسختی و کله شقی در آن پیش می رود و به آرمانشهرش راه پیدا می کند اما آیا همین که استعداد هایش را تشخیص داده و پشتکاری به خرج داده کافی است؟ آیا مشکلات جدیدی پیدا خواهد شد که به چیزی بیشتر از روحیه قوی و پشتکار احتیاج داشته باشد؟
بله، زندگی هرلحظه ثابت می کند که از شما دستاورد جدید تری می خواهد. شما مادام باید تغییر کنید و با مشکلات خودتان را وفق دهید. هدف شما بزرگ است و تلاش شما هرلحظه باید بزرگتر شود. جزئیات این انیمیشن وحشتناک است. یعنی به طور وحشتناکی دقیق و تمیز و فکر شده است. کیفیت لباس ها ، امکانات و دنیای طراحی شده در بالاترین سطح است اما شخصیت پردازی و داستان خود انیمیشن حرف اول قصه را می زند.باجودی همراه شوید و ببینید انگیزه تا چه حد راهگشای تمام مشکلات او شده است.

فا نو
۱۳ارديبهشت
http://s5.picofile.com/file/8169584384/aaaa.jpg

بیمکس: اگه اونو پیدا کنیم، مشکل روحی تو حل میشه؟ حال تو خوب میشه؟

+جزو پست های وبلاگ قبلیه در تاریخ 93/11/20 . اما دلم خواست توی لیست به روز شده ها باشه.

+ بیاین گهگاهی بیمکس همدیگه باشیم.

فا نو
۰۴دی
هنوز هم وقتی ساعت نه شب سوار آخرین اتوبوس می شوم و به سمت شهرم راه می افتم امید دارم که اتوبوس از مسیرش منحرف شود، کف آن تبدیل به خز نرم و گرم نارنجی رنگی شود و به جای سر خوردن در مسیر جاده مثل یک گربه بالا و پایین بپرد و مرا به سرزمینی شگفت انگیز برساند.



*عکس و منبع خیال از انیمیشن همسایه من توتورو یکی دیگر از شاهکارهای هایائو میازاکی است.

فا نو
۲۵آذر

http://s5.picofile.com/file/8157650068/The_Boxtrolls_Review.jpg

انیمیشن the boxtrolls در یک شهر خیالی به اسم چیزبریج اتفاق می افتد، موجوداتی در زیر زمین شهرزندگی می کنند که ظاهری شبیه غول دارند با این حال به شدت ترسو هستند اما خلاق و مبتکر و به نوعی مهندس هستند.از سالها پیش غولهای جعبه پوش کودکی 2 ساله را برداشته و پیش خود بزرگ میکنند، زندگی آنها زیر زمین جریان دارد تا زمانی که شب فرا برسد و آن ها برای زیر و رو کردن زباله ها و پیدا کردن وسایل بدرد بخور به روی زمین می آیند و به محض دیدن غریبه ای، به سرعت در جعبه شان پنهان می شوند.آنها به نوعی آشغال ها را بازیافت می کنند و فقط تحت تاثیر اشیاء دور ریختنی اما جالب و کارا مثل چتر، رادیو و ساعت از کار افتاده، هم زن دستی، خرس عروسکی کوکی و ...قرار می گیرند، از همان زمان دزدیده شدن پسربچه به نام اگز شخصی به نام اسنچر مامور دستگیری تک تک ترول ها شده، هدف اسنچر فقط راه پیدا کردن به انجمن دولت مردان شهر (کلاه سفید ها)راه پیدا کند و مفتخر به دریافت کلاهی سفید گردد. غول های جعبه پوش دانه دانه در حال کم شدن و دستگیر شدن هستند و اگز هرروز قد می کشد...

هر انیمیشنی که ردیی از تیم برتون در آن باشد شما باید منتظر ترس و سیاهی و البته یک جوان خجالتی و از همه جا بی خبر باشید، من شخصا خیلی می ترسم، انقدر که ازشخصیت های بد انیمیشن ها می ترسم از شخصیت های قصاب (فیلم دار و دسته نیویورکی)، نویسنده(فیلم درخشش) و فیلم های دیگر نمی ترسم، چرا که همیشه در نظر من قرار نیست فیلم هایی که با مخاطب کودکان ساخته می شود خیلی مارا بترساند، به همین واسطه من بی اندازه از انیمیشن « کورالین» ترسیدم و ازش متنفرم، بخاطر همین با یک ترس خفیف شروع به دیدن فیلم کردم، غول های زشت و نکبتی فیلم بواسطه حرکات خلاقانه و خنده دارشان و همچنین صدای خاص و بامزه اصلا ترسناک نیستند، برعکس خیلی زود خودشان را در دل ما جا میکنند، آنها از مردم شهر صمیمی تر، خاکی تر و خوش قلب تر به نظر می رسند، اسنچر شخصیت بد داستان، کسی است که علی رغم ذات و طبیعت خود قیام کرده و هدف نهایی زندگی اش را راهیابی به انجمن کلاه سپید ها قرار داده، او با استعداد، با هوش و با پشتکار است ، اما یک نکته را فراموش کرده، اینکه برای خودش و متناسب با ذات و طبیعتش رفتار کند، بارز ترین نقص اخلاقی او زمانی خودش را نشان می دهد که با وجود حساسیت به پنیر بازهم اصرار به خوردن پنیر دارد تا جزو انجمن کلاه سفید ها باشد و هربار با کمک زالو ها از این مهلکه جان سالم به در می برد. دختر قصه وینی مثل باقی دخترها خیلی خوشقلب و گل و بلبل نیست، پدرش - بانفوذ ترین مردشهر- به او توجه نمی کند، او میل عجیبی به دیدن جنایات و تجسم آن دارد، و فقط به این خاطر به اگز کمک می کند که می خواهد حرف خودش را ثابت کند. او به شدت ثابت قدم، رئیس ماب و نترس  والبته کمی کله خر است.شخصیت اصلی اگز شاید آنقدر ها جذاب نباشد، او خجالتی اما درستکار است، باهوش است و خیلی زود به آداب و معاشرت آدم ها خو می گیرد، نسبت به موجوداتی که او را بزرگ کرده اند وفادار و نسبت به آدم های غریبه که او را نمی شناسند تا حدودی بی توجه است.

فیلم جذاب و روان است، پر از صحنه های بامزه و بعضا چندش آور است، دیالوگ ها بامزه و نوع حرف زدن غول ها خنده دار است...اما خب یک نکته خیلی مهم در این فیلم که دغدغه این روزهای زندگی من بود و توجهم را جلب کرد شخصیت منفی قصه بود، اسنچر می خواست به هر قیمتی خودش را به  هدف غایی اش برساند غافل از اینکه این هدف نه تنها در نهایت چیز جذاب و بدرد بخور و بزرگی نیست بلکه حتی به او و سلامتی اش هم آسیب می رساند، درست مانند زمان هایی که ما اصرار می کنیم در کارهایی که هیچ استعداد و علاقه ای نداریم برای به ثروت و قدرت رسیدن موفق شویم، شاید این بزرگترین درس فیلم برای من بود.

توضیح نهایی:

اگر مثل من به بازیافت و جمع آوری وسایل دور انداختنی و کاردستی ساختن با آنها علاقه دارید

اگر مثل من دیوانه لهجه بریتانیایی هستید

و اگر استاپ موشن دوست دارید

حتما این فیلم را تماشا کنید...

فا نو