موردات یک ملامتی

همه آنچه که از نوشتن نصیبم شد...

موردات یک ملامتی

همه آنچه که از نوشتن نصیبم شد...

موردات یک ملامتی

اینستاگرام: fanewcity

۱ مطلب در دی ۱۳۹۳ ثبت شده است

۱۸دی

من یاد نمی گیرم، من اسم خیابان های اصفهان را یاد نمی گیرم، هرچقدر هم که از روی آنها نقشه تحلیل بکشم کروکی بزنم و تحلیل کنم باز هم خیابان ها برایم غریبه است، کمال اسماعیل و بلوار آئینه و بلوار سعدی و فرایبورگ و بزرگمهر، همه اینها را تک تک کشیده ام و خوانده ام ولی تا وقتی روی برگه و کاغذ هستند تا وقتی که تو نیایی و همه آنها را باهم قدم نزنیم، تا وقتی با متر مترش خاطره نسازیم، من اسم آنها را یاد نمی گیرم، نه که نتوانم، آنقدر مقاومت میکنم تا مجبورم کنی یاد بگیرم، و بعد بتوانی بگویی:«چهارراه شکر شکنو که میدونی کجاس؟» بعد من عین گیج و منگل ها نگاهت کنم و تو بگویی:« عه چطور نمیدونی، همون که یه پیرزنه ازت ساعت پرسید و بعد که تو جواب دادی منو دعا کرد» بعد قاه قاه بخندیم و من خیابان ها را به خاطره ها پیوند بزنم، من این خیابان ها خشک و خالی و بی خاطره یاد نمیگیرم...

فا نو